پرواز نزدیک دیواره
می 11, 2020
عدد رینولدز
می 13, 2020
Show all

وینگ لودینگ در پاراگلایدر

چگونه وينگ لودينگ بر پرفورمنس تاثير می گذارد

مردم اغلب می پرسند, وزن شان در مقايسه با محدوده وزنی بال, چقدر بايد باشد. تاثيرات ايروديناميک وينگ لودينگ خيلی ساده است, اما انتخاب وزن بستگی به اين دارد که, کجا و چگونه پرواز می کنيد و هدف تان از پرواز چيست. وينگ لودينگ روی گلايد تاثيری ندارد (مگر آنکه بال در اثر وزن تغيير شکل داده باشد), اگر سنگين تر باشيد, با همان زاويه گلايد و سرعت بيشتر پرواز خواهيد کرد.

افزايش وينگ لودينگ, به نسبت جذر تغييرات وزنی, سرعت را افزايش خواهد داد. در هر پرواز مشخصی, اگر بتوانيد بدون آنکه باعث تغيير شکل بال شويد, وزن تان را دو برابر کنيد, سرعت تان با ضريب 1.41 افزابش خواهد داشت. بنابر اين اگر وزن شما 80kg باشد و حداکثر وزنه مجاز Ballast (10kg) را براساس قوانين FAI همراه داشته باشيد, سرعت خود را حدود % 5 افزايش خواهيد داد.

بهينه کردن سرعت کراس کانتری(XC)

در يک Task مسابقه ای 4 ساعته, با اين % 5 افزايش سرعت, خلبان و بال مورد نظر (همه پارامترهای ديگر ثابت فرض میشود), می توانند مسابقه را 12 دقيقه زودتر تمام کنند. اما معمولا همه پارامترهای ديگر ثابت نيستند. در پرواز XC ، همان طوری که به گلايد نياز داريد, به Climb هم احتياج داريد. خلبانی که وزنه Ballast بهمراه دارد, همان طوری که سرعت پروازی خود را % 5 افزايش داده، Sink rate او نيز بهمان مقدار بالا می رود. در يک چرخش با شعاع دايره مشخص, گلايدر سنگين تر, بايد بنک (Bank) گودتری (Steeply) داشته باشد, با افزايش زاويه بنک Sink rate او نيز بشدت بالا می رود. پس خلبانی که از وزنه Ballast استفاده کرده، Sink rate اش در هنگام چرخش, هم به دليل افزايش سرعت و هم به علت زاويه بنک گودتر, افزايش خواهد داشت. جمع اين تاثيرات, تقريبا متناسب با تاثيرات تغيير وزن است.

بنابر اين اگر خلبان مورد نظر ما, يک سوم وقتش را در آن مسابقه چهار ساعته, صرف Climb در ترمال ها نمايد, استفاده از وزنه ,Ballast او را هشت دقيقه جلو خواهد انداخت, اما از طرفی برای Climb در ترمال ها نيز هشت دقيقه بيشتر وقت صرف می کند. اگر شرايط تسک اجازه دهد که يک سوم وقت کل تسک يا کمتر, صرف ترمال ها شود, آنگاه استفاده ازBallast بی فايده است. اگر بيش از يک سوم وقت کل تسک در ترمال ها صرف شود, آنگاه داشتن وزن کمتر, برتری دارد.

پايداری و چابکی

توضيحات بالا تمام داستان نيست, سنگين بودن روی بال بر پايداری و چابکی آن نيز تاثير می گذارد. گلايدری که وزن زيادی به آن تحميل شده, در مقابل کلاپس های ناشی از توربولانس مقاوم تر است, اما اگر کلاپس کند, کلاپس آن خشن خواهد بود. احتمالا بخشی ازاين موضوع بدليل فشار داخلی بال (فشار ديناميک متناسب با توان دوم سرعت تغيير می کند, بنابر اين متناسب با هر گونه تغييراتی در وزن, فشار ديناميک نيز تغيير می کند), و زاويه حمله بال است. برای يک بال معين و در هر سرعت مشخص, اگر وينگ لود بيشتر شده باشد, زاويه حمله نيز بيشتر خواهد شد. چون برای جبران وزن اضافه شده, بال بايد با ضريب ليفت بيشتری کار کند.

معمولا وقتی تاک (Tuck) ايجاد می شود که در اثر توربولانس, زاويه حمله قسمتی از لبه حمله بال منفی شود, بنابر اين بالی که وينگ لود آن زياد شده, کمی بيشتر در مقابل تاک مقاومت می کند. بنظر می رسد, تاثير زاويه حمله نسبت به تاثير فشار داخلی بال در جلوگيری از تاک بيشتر است (زاويه حمله کم باعث می شود بال به تاک تمايل پيدا کند). کلاپس ها روی بالی که وزن بيشتری به آن تحميل شده, احتمالا خشن تر هستند, بخشی از اين موضوع به خاطر آن است که توربولانس قوی تری برای کلاپس اين بال لازم است, و بخشی ديگر بخاطر سرعت زياد بال درست قبل از کلاپس است.

بالی که وينگ لود آن زياد شده, چابک تر است, چون حاکميت خلبان بر Roll بيشتر است, جابجايی اين وزن زياد, و تحميل آن به يک نيمه بال کوچک, باعث بنک سريع بال می شود. اگر به بال های Span کوتاه عادت کرده ايد, احتمالا به همين دليل, هنگام پرواز با بال های مسابقه ای, احساس می کنيد اين بال ها مستعد تاک هستند, و باز به همين دليل, وقتی خلبانان بال های مسابقه ای, بال مبتدی ها را قرض می گيرند و با آن پرواز می کنند, همه دشواری هايشان در آسمان تمام می شود. همين طور دليل پرواز خلبانان آکرو با بال های کوچک همين است.

 
 

بنظر می رسد هنگام توربولانس, اتفاق ديگری نيز در پايداری پيچ (Pitch stability) و سرعت انتقال اطلاعات (Speed of transmission of information) بال می افتد, چون بالی که وينگ لود آن زياد شده, بيشتر به شما می گويد که هوا چه می کند, اما من هنوز تئوری برای توضيح اين موضوع ندارم.

تمام اين تاثيرات به شما می گويد, اگر می خواهيد در تمام روز بالاتر از همه باشيد, بهتر است وزن روی بال کم باشد. ولی اگر می خواهيد پرواز مسافت داشته باشيد يا در مسابقه شرکت کنيد, با وزن کم, در بهينه کردن سرعت پرواز مشکل خواهيد داشت.

بال های کوچک برای کوهستان و بيابان مناسب هستند

اگر می خواهيد در مسابقه يک سوم وقت تان يا بيشتر را صرف گلايد کنيد, ممکن است بهتر باشد, وزن روی بال زياد باشد. خصوصا اگر انتظار داريد ترمال ها توربولانسی باشند (در اين حالت چابکی و پايداری بيشتر به شما کمک می کند تا در Core ترمال بچرخيد, در حالی که بال های با وينگ لود کمتر به بيرون Core پرتاب می شوند). اگر بخواهيد در ليفت در خط مستقيم پرواز کنيد, باز هم وينگ لود بيشتر مناسب است. پرواز در کوهستان و بيابان, جزو طبيعت ذاتی بال های با وينگ لود زياد است.

بهر حال اگر, در شرايطی پرواز می کنيد که بيشتر از يک سوم وقت تان را صرف Climb در ترمال ها می کنيد, جايی که ترمال ها ضعيف هستند, يا در هوا ماندن حياتی است, آنگاه بايد وينگ لود بال تان کم باشد. در هر مسابقه ای که شرکت کردم, تسکی داشت که ماندن در هوا, درليفت ضعيف, کليدی بود.
 
 

گلايدرهای بزرگ مزيت ايروديناميکی دارند

در پايان به موضوع پرفورمنس گلايدرهای بزرگ می پردازم. گلايدرهای بزرگ بهتر گلايد می کنند (بقيه شرايط يکسان درنظر گرفته شده), حداقل تا آنجايی که من از بهترين خلبانان و طراحان اطراف خود شنيده ام. تنها دليل مربوط به عدد رينولدز (Reynolds’ number) بالاتر اين گلايدر هاست. عدد رينولدز به سرعت, مشخصه طول, چگالی هوا (1.225kg/m3) و ويسکوزيته هوا بستگی دارد.

برای يک پاراگلايدر که با سرعت 10m/s پرواز می کند, عدد رينولدز 10.6 برابر طول Cord بال است. بنابر اين در يک سرعت معين, عدد رينولدز گلايدر بزرگتر, بيشتر است. با افزايش عدد رينولدز, و ثابت فرض کردن بقيه پارامترها، Drag کاهش می يابد. برای مثال, دو بال سايز 24m2 و سايز 26m2 را مقايسه می کنيم، Cord اولی 2.71m و دومی 2.82m است, بنابر اين عدد رينولدز اولی 8.85x106 و عدد رينولدز دومی 1.93x106 می باشد, می بينيم عدد رينولدز بال بزرگتر( سایز26m2)، 4% از بال کوچکتر, بيشتر است.

اين اثر بسته به خصوصيات ايرفويل تغيير می کند. بطور کلی, برای ايرفويل هايی که در پاراگلايدر بکار گرفته می شوند, با افزايش عدد رينولدز، Max. lift بيشتر و Min. drag کمتر می شوند. به کلامی ديگر, افزايش ,Cord باعث افزايش Max. lift و کاهش Min. drag می شود. مقدارش کوچک است و چشمگير نيست, پرفورمنس گلايدرهای بزرگ و سايز متوسط, برتری قابل ملاحظه ای بر بال های کوچک دارد.

دليل آنکه بسياری از خلبانان مسابقه, تعداد زيادی کيسه Ballast با خود حمل می کنند و اذيت می شوند, اين است که با بال بزرگتر پرواز کنند, گلايد کمی بهتر داشته باشند, آهسته تر پرواز کنند و در ترمال ها کمی بسته تر (Tighter) بچرخند. تا آنجايی که من می توانم بگويم, گلايدرهای بزرگ هيچ کاستی ندارند, مگر حمل آنها تا محل تيک آف (البته با وزنه های Ballast).

محدوده وزنی که سازندگان اعلام می کنند, تقريبا هميشه محدوده وزنی گواهی شده (Certified) است, گلايدرها در حد پايينی و بالايی محدوده وزنی مورد آزمايش قرار می گيرند. اگر گلايدری خوش رفتار باشد, در محدوده وزنی گسترده تری, آزمايش ها را پشت سر می گذارد.

 
 

نقطه نظرات شخصی من

يک سال تمام با گلايدری در حداکثر وزن مجاز پرواز کردم. همان طور که انتظار داشتم, پايدار بود، Handling آن سريع و سرعتش بالا بود, اما اگر ترمال ها حدود4m/s يا کمتر بود, بايد به سختی تلاش می کردم تا بتوانم همراه ديگران Climb کنم.

برای من برتری وينگ لود بالا, آن بود که از پرواز در هوای خشن Piedrahita ,Castejon در اسپانيا و Garmisch در آلمان, بسيار لذت بردم, اما در بريتانيا که بهترين ترمال ها هم ضعيف هستند, پرواز مسافت با وينگ لود بالا, دشوارتر از حد معمول بود.

سال بعد با يک بال متوسط (90-110kg) و دقيقا در وسط محدوده وزنی آن پرواز کردم. همانطور که انتظار داشتم، Handling خوب بود, سرعت به اندازه کافی خوب بود و Climb خيلی عالی بود. پايداری کاهش قابل ملاحظه ای نداشت, اما بهبود Climb واقعا خوب بود. روشن بود که تنظيم سرعت بهينه, پيچيده شده بود, با اطمينان در Gaggle (حتی در ديگر مناطق جهان ) Climb می کردم, اما در گلايد آخر که اسپيد را تا حد پولی به پولی کشيده بودم, می ديدم که برخی از خلبان ها از من پيشی می گرفتند.

کمی پيشتر تلاش زيادی کرده بودم که وزن تجهيزات پروازی خود را کاهش دهم, با تعويض لباس پرواز و کنار گذاشتن لوازم اضافی، 2kg وزن بی فايده را کم کرده بودم. وزنه Ballast وقتی مفيد است که در شرايط ضعيف بتوان آن را دور انداخت.

آيا استفاده از Ballast ارزش دارد

سر وزن بودن روی بال, مسئله ظريف تنظيم سرعت بهينه را بدنبال دارد, همراه داشتن Ballast در پرواز تفريحی برای افزايش سرعت, تقريبا هميشه اتلاف وقت است. حتی اگر Ballast 10 Kg همراه داشته باشيد, سرعت تان تقريبا % 3 افزايش می يابد. %3 افزايش سرعت يعنی, سرعت تريم از36km/h به 37.08km/h افزايش می يابد. خيلی موثر نيست, و هنگام وزش باد قوی, مطمئنا برای جلوگيری از رانده شدن شما به پشت ديواره, کافی نيست. بهر حال, تفاوت های کوچک در مسابقه مهم هستند, در گلايد آخر مسابقه, که اسپيد بار را تا حد پولی به پولی کشيده ايد, ممکن است با % 3 افزايش سرعت چيزی بدست آوريد.
 
 

لازم است بدانيد:

· وينگ لودينگ تاثيری روی گلايد ندارد.

· افزايش وينگ لود, سرعت را بالا می برد.

· حداکثر مقدار مجاز وزنه Ballast در مسابقه، 10kg است.

· بالی که وينگ لود آن بشدت افزايش يافته, در مقابل کلاپس مقاومت می کند, ولی اگر کلاپس کند, با خشونت کلاپس می کند

· بالی که وينگ لود آن بشدت افزايش يافته, چابک تر است

· بالی که وينگ لود آن کم است, شما را تا بالاتر از همه می برد, اما گلايد آهسته تری دارد

· در مسابقه, وزنه Ballast می تواند تفاوت کمی ايجاد کند, جايی که فاصله شما با ديگران کم است, اين تفاوت کم به چشم می آيد

· معمولا استفاده از وزنه Ballast در پروازهای تفريحی ارزش ندارد.

نويسند: Adrian Thomas

ترجمه: ابوطالب کيائی ها

تعریف عدد رینولدز

عدد رینولدز نشان دهنده نسبت نیروهای اینرسی به نیروهای ویسکوز است که به دلیل حرکت سیال به وجود می‌آیند. از آنجایی که توربولانس و یا لایه‌ای بودن جریان وابسته به این نیرو‌ها است، از این رو با استفاده از عدد رینولدز می‌توان رژیم (لایه‌ای یا توربولانس بودن) یک جریان را تعیین کرد. اگر در یک سیال در حال حرکت، نیروهای اینرسی غالب باشند، به احتمال زیاد جریان مد نظر توربولانسی است. عکس این مورد، اگر نیروهای لزجت در یک سیال غالب باشند، سیال به صورت لایه‌ای حرکت می‌کند.

***ادامه این مبحث در مقاله مربوط به عدد رینولدز ...
Hourmaz
Hourmaz
آکادمی پاراگلایدر هورمز

2 Comments

  1. نیما گفت:

    درود بر شما مطلب خیلی خوبی در مورد وینگ لودینگ گذاشتید … موفق باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *